اخبار و اطلاعیه ها

لیست اعضای باشگاه بروزرسانی شد-1397/08/19
لیست اعضای باشگاه بروزرسانی شد-1397/08/19[ تعداد کلیک : ۵۱۰ ]
تغییرساعت شروع جلسات باشگاه به ساعت19:00
تغییرساعت شروع جلسات باشگاه به ساعت19:00[ تعداد کلیک : ۱۰۲۰ ]
انتشار تقویم پاییز 97
انتشار تقویم پاییز 97[ تعداد کلیک : ۱۱۲۰ ]
تعداد نمایش:
صفحه ۱ از ۸ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ بعدی »

گزارش برنامه ها

صعود به قله سوتک کوچک_13970811
صعود به قله سوتک کوچک_13970811[ تعداد کلیک : ۳۸۵ ]
صعود به قله پهنه حصار_13970804
صعود به قله پهنه حصار_13970804[ تعداد کلیک : ۳۸۷ ]
صعود به قله منار_13970727
صعود به قله منار_13970727[ تعداد کلیک : ۲۹۷ ]
قله کهار - 13970720
قله کهار - 13970720[ تعداد کلیک : ۵۳۸ ]
تعداد نمایش:
صفحه ۱ از ۳ ۲ ۳ بعدی »

اکسپدیشن غار جوجار - 13970619
سرپرست برنامه : علی رضا بلاغی عضو باشگاه شقایق در برنامه : سلمان بهمن دار

اکسپدیشن غار جوجار (جوی جار) 1397

ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم 

 

سرپرست برنامه: استاد علیرضا بلاغی

تعداد نفرات شرکت کننده: 37 نفر از نقاط مختلف ایران

برگزار کننده برنامه: بخش غارنوردی فدراسیون کوهنوردی

نویسنده گزارش: سلمان بهمن دار

نمی دونم چی شد که به غار و غارنوردی علاقمند شدم شاید مثل خیلی از چیزهای دیگه ناخواسته تو این مسیر قرار گرفتم. اول با کار و تمرین تو سالن شروع کردم و رفته رفته بیشتر به این سمت کشیده شدم تا اینکه دو سال پیش تصمیم گرفتم در دوره مربیگری این رشته شرکت کنم و چیزهای بیشتری یاد بگیرم. بعد که وارد این عرصه شدم و بیشتر با محیط داخل غار و دنیای درون آن آشنا شدم بیشتر و بیشتر علاقمند شدم. یکی از دلایلی که برای روی آوردن به این رشته  برام واضح و روشن استرو به رو شدن با ترس و هیجان زیاد این رشته بود. امسال تصمیم گرفتم و نیاز دیدم تا برای کسب تجربه بیشتر و محک زدن توانایی های خودم در اکسپدیشن غار جوجار که تا به امروز عمیق ترین غار ایران محسوب می شود شرکت کنم تا اینکه قسمت شد و در این برنامه حضور پیدا کردم ابتدا کمی در خصوص این غار و شرایط آن توضیح می دهم و سپس به شرح خود برنامه می پردازم.

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  4

غار جوجار(جوی جار) به معنی جوی جاری است که این عنوان با شرایطش کاملا همخوانی دارد و می توان آن را یک دره یا جوی جاری در اعماق زمین نامید. دره ای سرد و تاریک که عمق آن به بیش از هزار و سیصد متر می رسد. دهانه غار جوجار در ارتفاع 2900 متری فلات پرو در شمال منطقه چالابه کرمانشاه قرار دارد که قله پرو و غار پرو در غرب آن قرار گرفته و در شرق آن قله های شودالان، شنل، نمازگاه قرار دارند که از 3 مسیر قابل دسترس می باشد. مسیر شماره1:  منطقه چالابه، محیط بانی، دره ریواس، چشمه کره ( مگسی)، جان پناه شنل و نهایتا دهانه غار

مسیر شماره2: منطقه چالابه، محیط بانی، محیط زیست تنگه تاف،چشمه گردل و نهایتا از گردنه شادولان به دهانه غار

مسیر شماره3: از شهر کرمانشاه منطقه نظامی، تنگه کنش، چشمه دوزری، چشمه عشایر و نهایتا از گردنه شادولان به دهانه غار

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  19

در بیش از 4 دهه پیش دهانه این غارتوسط عده ای از غار نوردان شناسایی شده بود که در آن زمان اولین چاه را فرود رفته بودن و به کوهی از برف و یخ برخورد کرده بودن و راهی به داخل پیدا نکرده بودن تا اینکه در سال های اخیر با توجه به گرم شدن هوا و آب شدن برف و یخ ها راه برای ادامه مسیر باز شد که همین امر باعث شد که این غار مورد توجه غارنوردان قرار می گیرد با توجه به غار خیز بودن منطقه و وجود غاری همچون پرو که بیش از پنج دهه عنوان عمیق ترین غار ایران را به خود اختصاص داده بود این منطقه مورد توجه غارنوردان بود تا اینکه در سال 92 تیمی به سرپرستی آقای علیرضا بلاغی کار گشت سطحی برای شناسایی دهانه های بیشتر در منطقه  و این را آغاز می کنند و این برنامه سال های بعد هم ادامه پیدا می کند. سال 93 دو برنامه، سال 94 دو برنامه، سال 95 و 96 هم هر کدام یک برنامه و بعد از 5 دهه رنکینگ عمیق ترین غار ایران از پراو گرفته و به جوجار داده می شود که به عمق 1316 متری می رسد تا اینکه با برخورد به یک سیفون و یک مسیر تنگ کار متوقف می شود و در سال 97 برای ادامه کار تلاش می شود. دهانه این غار در یک کاسه خیلی بزرگ قرار گرفته که محل جمع شدن آب های اطراف در این محل می باشد. دهانه ای بزرگ با چند سوراخ از جهت های مختلف که در نوع خود بسیار جالب و زیباست و اولین فرود آن با یک چاه 116 متری همراه است که دو سه متر اول پاها به دیواره می رسد اما بقیه آن کاملا معلق بوده تا فرودهای بعدی تا عمق 600 متر که با یک تراورس حدود یک کیلومتری همراه می شود و سپس ادامه چاه ها و فرودها که آنقدر تعدادشان زیاد است که قابل شمارش نیست همچنین حوضچه های کوچک و بزرگی که در تمام طول مسیر دیده می شود به خاطر برف و یخ باقی مانده از قبل کهدمای داخل غار را بین 2 تا 7 درجه در نوسان قرار می دهد. در انتهای چاه اول آب کمی تا عمق 600 متر جاریست اما از عمق 600 متر به بعد آب های دیگری از اطراف وارد مسیر می شوند که حجم قابل توجهی به آب ها افزوده می شود که همین امر کار را خیلی سخت می کند تا انتهای غار که به یک سیفون می رسد.

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  18

طبق برنامه ریزی و هماهنگی های انجام شده غروب روز دوشنبه 97/6/19 با یک دستگاه اتوبوس دربستی به سمت کرمانشاه حرکت کردیم که صبح روز سه شنبه 97/6/20 ساعت 4 صبح به منطقه چالابه رسیدیم از ماشین پیاده شده و عده ای از دوستان که از شهرکرد با ماشین های شخصی آمده بودن به جمع ما پیوستند از این منطقه با یک دستگاه نیسان تا پای دره ریواس که نقطه شروع پیاده روی بود رفتیم و آنجا آقای اسماعیلی  ما رو با صبحانه ای که آماده کرده بودن حسابی شرمنده کرد پس از صرف صبحانه در ساعت 7 صبح بود که حرکتمان به سمت دهانه را آغاز کردیم. آقای بلاغی تیم را آزاد گذاشتن تا هر کس با هر توانی که دارد خودش را به دهانه برساند 500 متر ابتدایی مسیر با یک شیب ملایم شروع می شد اما بعد وارد یک دره با شیبی زیاد شدیم که حرکت با کوله های سنگین در آن سخت بود.

من به همراه دو نفر از دوستان با سرعت بیشتری از بقیه فاصله گرفتیم تا به گرمای آفتاب نخوریم بعد از پایان دره و شیب تند به یک مسیر تراورسی رسیدیم که به چشمه مگسی و نهایتا جانپناه شنل می رسید. با استراحت های کوتاه به مسیر خودمان ادامه دادیم تا به چشمه بعدی که دوستان شب قبل بارها رو تخلیه کرده بودن رسیدیم و ادامه مسیر دادیم به سمت دهانه. 

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  12

حدود ساعت 12 ظهر بود که به محل دهانه غار رسیدیم و چادرهامون رو برپا کردیم تا بقیه تیم برسن، حدود دو تا سه ساعت بعد بود که کم کم بقیه تیم هم به ما محلق شدن در این فاصله ما کمی استراحت کردیم و برگشتیم به سمت بچه هایی که بارها رو با قاطر حمل می کردن تا کمک کنیم برای انتقال بارها. روز بعد یعنی چهارشنبه به همراه یک نفر از اعضای تیم قاطرها رو بردیم برای آوردن بقیه بارها به محل کمپ اصلی این کار تا دو سه بعد از ظهر طول کشید و سپس رفتیم برای آوردن آب از چشمه برای تیم چون از محل کمپ تا چشمه حدود یک ربع فاصله بود و آب مصرفی برای پخت و پز و آشامیدن از اینجا باید تأمین می شد. شب سرپرست تیم آقای بلاغی جلسه ای گذاشتن تا افراد را در جریان اهداف و برنامه های تیم قرار دهند و نکات لازم رو یادآور شدند. در این بین افراد تیم خودشان را معرفی کردن که از کدام شهر آمدن و چقدر سابقه کار دارند و درباره کارهایی که روز گذشته انجام داده بودن به صورت مختصر صحبت کردن. آقای بلاغی اعلام کردن که ما برای فردا یعنی روز پنج شنبه نیاز به یک تیم برای سطح گشتی و شناسایی دهانه های اطراف، یک تیم برای حمل بار تا عمق 600 متر و یک تیم برای حمل بار تا عمق 1000 متری نیاز داریم تا هر کس به اندازه توان خودش اعلام آمادگی کنه من با توجه به اینکه دو هفته قبل تر تا عمق 562 متری غار قلا رفته بودم دوست داشتم در این برنامه عمیق بیشتری را تجربه کنم بنابراین برای عمق 1000 اعلام آمادگی کردم. شب را به استراحت پرداختیم و منتظر ماندیم تا فردا با توجه به نظر سرپرست، برنامه تیم اعلام شود. در همین حین چند نفر از اعضای تیم برای طناب ریزی چاه اول و بررسی طناب های سال گذشته وارد غار شدن که کارشان کمی با تاخیر به پایان رسید و همین امر باعث شد تا برنامه ریزی های بعدی هم با تاخیر همراه شود. روز سوم برنامه یعنی پنج شنبه 97/6/22 صبح تا غروب استراحت کردیم تا اینکه ساعت 19 عصر به همراه سه نفر از دوستان، یک تیم چهار نفره، وارد غار شدیم، برنامه تیم ما حمل بارهای کمپ 1000 از کمپ 600 و برقراری کمپ 1000 بود تا منتظر دستورات بعدی باشیم. قبل از ما تیم های دیگری بارهایی که در هر کوله مشخص شده بود تا عمق 600 متر حمل کرده بودند. قبل از ورودم به غار دوست داشتم که یک شب مانی داخل غار داشته باشم اما حتی تصورش را هم نمی کردم که بیش تر از 7 شبانه روز را داخل غار زندگی کنم، آرهدقیقا زندگی کردیم، خوردیم، خوابیدیم، کار کردیم، دستشویی رفتیم فقط حمام نکردیم چون در طول روز هنگام کار کردن اکثر اوقات زیر دوش بودیم، آن هم چه دوشی، دوش آب سرد سرد!!! 

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  7

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  3

فرود اولمان با یک چاه 116 متری آغاز شد، فرودی که دو سه متر اول پاها به دیواره می رسد اما بعد از آن کاملا معلق بین زمین و آسمان بودیم. پس از اولین فرود به مقداری برف و یخ رسیدیم که طبق گفته دوستان نسبت به سال های قبل خیلی آب شده بودند و چیزی از آن ها باقی نمانده بود و احتمالا با این شرایط در سال های آینده کاملا از بین خواهند رفت. هر 4 نفر با فاصله 10 دقیقه ای از هم فرودها را یکی پس از دیگری  پشت سر می گذاشتیم تعداد فرود ها و ریبلی ها آنقدر زیاد بود که موقع برگشت تقریبا هیچ کدام را به خاطر نداشتم. در طول مسیر دوستانی را می دیدیم که در حال برگشت به سمت دهانه بودند که این موضوع حس خیلی خوبی را برای هر دو طرف داشت. در طول مسیر نفرات موظف بودند شرایط خودشان را به بیس کمپ با تلفن هایی که قبلا در جاهای مشخصی گذاشته شده بود اعلام کنند. تا عمق 600 متر چاه ها پشت سر هم هستند و از عمق 600 متر غار در حدود یک کیلومتر به صورت تراورس ادامه پیدا می کند که از اول این تراورس تا آخر آن حدود 20 متر ارتفاع کم می کنیم. تقریبا عبور از اکثر قسمت های تراورس مشکل خاصی نداشت فقط در برخی نقاط باید صعود می کردیم و کمی بالاتر از کف ادامه مسیر می دادیم و در برخی نقاط مجبور بودیم به صورت پا گستر و با دقت بیشتری عبور کنیم تا داخل حوضچه ها نیفتیم. حدود 4 ساعت طول کشید تا ما به انتهای تراورس در عمق 600 متر برسیم و کوله هایی که قرار بود به عمق 1000 منتقل شود را برداریم و حرکت کنیم.

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  14 

از اینجا به بعد دوباره چاه ها شروع شده ، با این تفاوت که با اضافه شدن آب هایی که از دو نقطه به داخل غار ریخته می شود در فرودها با ریزش آب مواجهیم. از اینجا به بعد علاوه بر حمل بارها، بررسی طناب ها و چک کردن سیم های تلفن تا عمق 1000 هم به عهده ما بود بنابراین نفرات با همان ترتیب پشت سر هم به حرکت خودمان ادامه دادیم. در بین چاه ها در برخی نقاط تراورس های کوتاهی بود که در برخی از آن ها از طناب استفاده می کردیم و در برخی نقاط هم به صورت پیمایشی عبور می کردیم. حوضچه های زیادی با عمق های مختلف وجود داشت. من بعد از برنامه غار قلا تصمیم گرفتم از سیمپل و شانت به جای استاپ استفاده کنم و چقدر خوب و به موقع بود چرا که فرود در این شرایط با سیمپل و شانت خیلی راحت تر بود و در برخی مواقع برای افزایش سرعت عمل حتی از شانت هم استفاده نمی کردم در حالت فرود از برخی ریزش آب ها می شد فرار کنیم اما در حالت صعود در هر صورت با ریزش آب درگیر می شدیم در برخی نقاط طناب ها و کارابین ها آسیب دیده بودند که آن ها را اصلاح کردیم. کم کم خستگی داشت به تیم غلبه می کرد و این از صحبت هایی که هنوز به کمپ نرسیدیم! مشخص بود. در بین ما آقای جابر سبک روح که سال گذشته تجربه عمق 1000 را داشت و محل کمپ را می دانست همراه ما بود اما به خاطر شباهت های زیاد قسمت های مختلف و طولانی شدن تایم فرود احساس می کردن که شاید کمپ را رد کرده باشیم اما سیم تلفنی که تا عمق 1000 کشیده شده بود نشان می داد ما هنوز به محل کمپ نرسیدیم. بالاخره حدود ساعت 1 شب بود که به محل کمپ رسیدیم و رول هایی که برای نصب هامک ها زده شده بود را پیدا کردیم. از سال های گذشته هامک ها در این مکان بارگذاری شده بودند و ما فقط باید آن ها را نصب می کردیم. هر چه سریع تر باید این کار را انجام می دادیم چرا که لباس هایمان کاملا خیس شده بود و در صورت تعلل باعث می شد بدنمان سرد شود و اذیت شویم پس بلافاصله هر 4 نفر اقدام به نصب هامک ها کردیم. لازمه اشاره کنم هامک پارچه های برزنتی محکمی به عرض حدود یک متر و طول دو متر بود که سال های گذشته و در اکسپدیشن های قبلی طراحی و دوخته شده بود. این هامک ها به صورت معلق حدود یک متر بالاتر از کف که آب جریان داشت به صورت چپ و راست و در دو طبقه نصب می شدند. نفراتی که بالا می خوابیدند لژ نشین ها به حساب می آمدند. بالای هامک ها هم برای جلوگیری از ریزش آب از سقف با پارچه ای ضد آب نازک پوشانده می شد که کمپ کاملا خشک باقی بماند. بلافاصله و بدون معطلی بعد از برقراری کمپ ابزار و لباس هایمان را تعویض کردیم و لباس های خشکی که داشتیم را پوشیدیم. در این زمان ارتباط ما با بیس کمپ قطع بود چرا که در طول مسیر در برخی نقاط سیم تلفن از نزدیک مسیر صعود و فرود گذشته بود و با برخورد افراد قطع می شد. با آماده کردن چایی و خوردن مقداری سوپ و نودل که خیلی نیاز داشتیم وارد کیسه خواب شدیم تا به این ترتیب اولین تجربه شب مانی داخل غار را داشته باشم. خواب خوب و شیرینی بود هر دو سه ساعت یک بار چک می کردیم که ارتباطمان برقرار شده یا نه و تا صبح منتظر شدیم که بالاخره موفق شدیم با بیس کمپ صحبت کنیم.

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  21 

برنامه بعدی ما این بود به عمق 600 برگردیم و 4 عدد کوله باری که برای عمق 1300 بود را به کمپ 1000 منتقل کنیم( عمق واقعی کمپ هزار ،930 متر بود اما به خاطر نزدیک بودن به عمق 1000 به کمپ 1000 معروف بود) از آنجایی که لباس هایمان از روز قبل خیس شده بود و در آن شرایط امکان خشک کردن آن ها وجود نداشت بدترین قسمت کار پوشیدن دوباره همین لباس های خیس در آن شرایط سرد و مرطوب بود که این روال طی این 7 روزی که داخل غار بودیم ادامه داشت که واقعا بسیار سخت و آزار دهنده ای بود و انرژی زیادی را از ما می گرفت. هر 4 نفر آماده شدیم و به سمت کمپ 600 شروع به صعود کردیم. طبق گفته افرادی که سال های گذشته کل غار را پیمایش کرده بودن بدترین قسمت مسیر حد فاصل عمق 600 تا 1000 بود. پس از دو ساعت و نیم صعود به کمپ 600 رسیدیم و کوله ها را برداشتیم و بر گشتیم به کمپ 1000 که برگشتمان هم حدود دو ساعت و 30 دقیقه زمان برد. بعد از بازگشت به کمپ 1000 به استراحت پرداختیم و منتظر دستورات بعدی شدیم تا اینکه برنامه اعلام شد که روز بعد باید بارهای کمپ 1300 را از کمپ 1000 منتقل کنیم و کمپ 1300 را برقرار کنیم. بدین ترتیب وارد شب دوم شدیم. داخل غار شب و روز فرقی ندارد چون همیشه تاریک و تاریک و تاریکه، اما سعی می کردیم طبق ساعت شب و روز ها رو از هم تفکیک کنیم. اگه کسی عادت نداشت در سرو صدا بخوابد اینجا به هیچ عنوان نمی توانست خواب خوبی داشته باشد چرا که صدای ریزش آب از آبشارهای بالا و آبشارهای پایین کمپ بصورت مداوم وجود داشت اما خوشبختانه از آنجایی که من به خوابیدن در هر شرایطی عادت داشتم خیلی خوب می خوابیدم و خیلی اوقات خواب های شیرین هم می دیدم بقیه دوستان هم تقریبا همین شرایط را داشتند و از خستگی تقریبا بیهوش می شدند و حتی گاهی اوقات صدای خر و پفشان به گوش می رسید. قبلا لوازم داخل هر کوله کاملا مشخص شده بود که شامل مواد غذایی، لوازم پخت و پز و لوازم خواب بود. در روز سوم یک نفر تازه نفس به تیم مان اضافه شد و یکی از دوستان از تیم جدا شد تا به سمت دهانه باز گردد برای تجدید قوا. از کمپ 1000 تا 1300 سیم کشی نشده بود و کلا تلفن نداشتیم. ساعت 9 صبح طبق برنامه کوله ها را برداشتیم و به سمت عمق 1300 فرودمان را آغاز کردیم. در طول مسیر طناب ها، کارابین ها و صفحه رول ها را چک می کردیم تا در صورت آسیب دیدگی اصلاح یا تعویض کنیم چرا که در برخی نقاط به خاطر زیاد شدن آب در فصل های دیگر و جاری شدن سیلاب در داخل غار طناب ها که از سال های گذشته ریخته شده بودن دچار آسیب شده بودند.

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  20

از عمق 1000 تا 1300 فرودهای کوتاه و بلند و در برخی نقاط عبور از تراورس های کوتاه داشتیم اما درگیر شدن با آب کمتر از عمق 600 تا 1000 بود. حدود ساعت 3 بعد از ظهر بود که به انتهای غار در عمق 1316 متری رسیدیم، یعنی جایی که در سال گذشته به آن رسیده بودن و قرار بود که ادامه اکتشاف از این نقطه شروع شود. جایی که به یک سیفون می رسد در این نقطه تقریبا آن همه سر و صدای آب گم می شود و به یک سکوت می رسد. با وجود همه تلاشی که کردیم باز لباس هایمان خیس شده بود بنابر این مجبور بودیم هر چه سریع تر محلی را برای کمپ محیا کنیم. بنابراین جایی در سمت چپ مسیر حرکت آب، حدود سه متر بالاتر از کف و حدود 20 متر قبل از سیفون انتهای غار بر روی زمین محل کمپی به اندازه 2 متر در 2 متر ایجاد کردیم. خوشبختانه این قسمت خاک نرمی داشت که با استفاده از یومار توانستیم سطح شیبدار را هموار کرده و یک محل کمپ بسیار مناسب ایجاد کنیم.

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  10

برای جلوگیری از رطوبت یک پلاستیک در کف و یک پلاستیک در سقف استفاده کردیم تا محل کمپ را خشک نگه داریم. پس از برقراری کمپ به استراحت و صرف شام پرداختیم از آنجایی که دیگر هیچ ارتباطی با دنیای بیرون نداشتیم باید منتظر می ماندیم تا نفرات بعدی برسن و برنامه تیم را به ما اعلام کنند. بدین ترتیب شب سوم را هم در عمق 1300 سپری کردیم. تا اینکه صبح روز چهارم آقای بهادر برومند و سعید کفش گیری به جمع ما اضافه شدند برای بررسی مسیر باریکی که سال قبل امید داشتن راهی برای دور زدن سیفون باشد و در صورت نیاز انفجار انجام شود. با پیوستن این دونفر باید دو نفر از ما کمپ را ترک می کرد و به سمت بالا بر می گشت. تصمیم بر این شد که آقای منصوریان و جابر سبک روح برگردند به کمپ 1000 چرا که در هر کمپ فقط امکان ماندن چهار نفر وجود داشت و در صورت رسیدن نفرات جدید باید نفرات قبلی کمپ را تخلیه می کردند و جایگزینی صورت می گرفت. نفرات جدید چون تازه از راه رسیده بودن باید کمی استراحت می کردند و بعد به بررسی مسیر باریکی که گمان می رفت راه عبوری باشد برای رسیدن به چاه های احتمالی بعدی می پرداختیم. بنابراین همگی به صرف صبحانه و استراحت  تا نزدیک ظهر پرداختیم.( این صبح و ظهر و شب ها فقط بر اساس ساعتی که داشتیم بود و گرنه آنجا چیزی به اسم ظهر و شب وجود نداشت و همیشه خدا شب بود) در بین ما حسین ناطقی از همه لاغرتر بود و شاید تنها کسی بود که می توانست از آن مسیر باریک عبور کند بنابراین قرار شد که او زحمت بررسی این مسیر را عهده گیرد. پس از چندین بار تلاش او هم نتوانست از آن مسیر تنگ عبور کند و تا همان حدیکه توانسته بود پیش برود به این نتیجه رسیدیم که سوراخ مورد نظر رو به بالا است و راهی به سمت پایین ندارد بنابراین بحث انفجار هم منتفی شد و تنها امید باقی مانده برای ادامه اکتشاف و احتمال دستیابی به عمق بیشتر غواصی بر روی سیفون انتهای غار بود پس باید منتظر می ماندیم تا تیم غواصی برسد آمار ساعت ها را داشتیم اما تقریبا آمار روزهای هفته از دستمان رفته بود.

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  13 

ساعت حدود 15 بود که خانوم هستی مهرریزی به همراه هاکان از کشور ترکیه که برای غواصی آمده بود به ما رسیدند از آنجایی که غواصی نیاز به آرامش و کنترل  زیاد ذهن داشت باید کمی استراحت می کردند و بعد به غواصی می پرداختند در نهایت پس از چند ساعت استراحت هاکان آماده شد برای غواصی تا نتیجه اولیه را به تیم سرپرستی اعلام کند برای تصمیم گیری های بعدی، غواصی در این عمق و در آب سرد واقعا کار بسیار سختی بود. بالاخره پس از چندین بار تلاش ناموفق هاکان موفق شد حدود 4 دقیقه داخل سیفون غواصی کند و با اتمام اکسیژن برگردد. چیزی که از صحبت های او فهمیدیم این بود که عمق سیفون به بیشتر از 5 متر و طول آن به بیش از 20 متر می رسد که برای عبور از آن نیازمند کپسول های اکسیژن بزرگ تر و غواصی طولانی تر بود. تقریبا تنها امیدمان هم از بین رفت باید هر چه سریع تر نتیجه غواصی و بررسی مسیر باریک به تیم سرپرستی اعلام می شد بنابراین قرار شد نفراتی که در حال بازگشت به کمپ 1000 بودند نتیجه کار را به بیس کمپ اعلام کنند. روز شلوغی بود 8 نفر در کمپ حضور داشتیم دو نفر راه بازگشت به کمپ 1000 را در پیش گرفتند و نتیجه کار را به بیس کمپ اعلام کردن و دو نفر دیگر هم باید کمپ را ترک می کردند بنابراین خانوم مهرریزی و هاکان که مأموریتشان به اتمام رسیده بود پس از چند ساعت استراحت به کمپ 1000 برگشتند. طبق گفته دوستان آن شب، شب بسیار سختی بود در بیس کمپ چرا که باید با جوجار خداحافظی می کردند و تصمیم گیری بسیار سخت شده بود با بررسی نتایج و رد و بدل شدن صحبت های بین هاکان از ترکیه و یاراک از لهستان که مربی غواصی بودند و آقای بلاغی سرپرست اکسپدیشن، غواصی کردن بیشتر منتفی و تصمیم به اتمام ادامه اکتشاف گرفته شد. ما شب دوم در عمق 1300 متر را هم پشت سر گذاشتیم و به استراحت پرداختیم. تا نتیجه کار و تصمیم تیم سرپرستی به دستمان برسد. طبق برنامه ریزی های قبلی قرار نبود این تعداد نفرات در کمپ 1300 حضور پیدا کنند به همین دلیل جیره غذایی ما هم رو به اتمام بود که از دوستان در خواست کردیم تا از بیس کمپ برایمان غذا ارسال کنند.

 اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  9 

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  5

صبح شد و خبری به دستمان نرسید. آقای برومند و کفش گیری تصمیم به بازگشت و خروج از غار گرفتن در این بین که مسؤلیت آشپزی با من بود به خاطر کمبود غذا جیره بندی کرده بودم و با توجه به درخواست های مکرر دوستان برای غذا فقط در ساعت های مشخص غذا می خوردیم تا از غیب غذا برسد. ساعت 8 شب بود داشتیم غذا آماده می کردیم که صدایی به گوش رسید به بچه ها گفتم که صدایی می شنوم، دوستان گفتن چند شب در غار بودی توهم می زنی تا اینکه چند دقیقه بعد آقای بلاغی و بوئینی به کمپ 1300 رسیدن و مشخص شد که برنامه چی هست. پس از صرف غذا آقای برومند و کفش گیری کمپ را ترک و به سمت بالا حرکت کردن و ما هم قرار شد شب را استراحت کنیم و فردا کمپ و طناب ها را جمع کنیم به سمت بالا به این ترتیب شب سوم را هم در کمپ1300 پشت سر گذاشتیم. شب پنجم و روز ششم بود که داخل غار بودیم قرار بود صبح ساعت 6 بیدار شویم و پس از صرف صبحانه شروع به جمع کردن لوازم کنیم اما به خاطر خستگی بچه ها ساعت 9 صبح از خواب بیدار شدیم و تا لوازم های کمپ را جمع آوری کردیم و آماده حرکت شدیم حدودا ساعت 13 شد. ما سه نفر هر کدام دو کوله برداشتیم و به سمت کمپ 1000 حرکت کردیم و آقای بلاغی در انتهای تیم مسؤل جمع کردن طناب ها و باز کردن صفحه رول ها شدن من که جلوتر از همه بودم به کمپ 1000 رسیدم باید بر می گشتم و کوله های بعدی را که کم کم در طول مسیر اضافه می شد به بالا منتقل می کردم اما به خاطر خیس شدن لباس هام تقریبا انرژی برای بازگشت نداشتم تا اینکه دوستانی که از شب قبل تو کمپ 1000 بودن چایی آماده کردن و با خوردن کمی تنقلات مجددا انرژی گرفتم و مسیر برگشت به سمت کمپ 1000 رو در پیش گرفتم در دو سومی مسیر به آقای بلاغی رسیدم و دو تا کوله دیگر گرفتم و مجددا به سمت کمپ 1000 برگشتم و به بچه هایی که از شب قبل آنجا بودن تحویل دادم تا به کمپ 600 منتقل کنند پس از چند دقیقه استراحت مجددا به سمت پایین فرود رفتم و این بار در یک سومی مسیر به بچه ها رسیدم و دو تا کوله دیگر از طناب هایی که جمع شده بود را گرفتم و به سمت بالا منتقل کردم و دوستان هم با کمک هم در حال انتقال بقیه بارها بودن با نزدیک شدن بقیه دوستان به کمپ من بلافاصله لباس هام رو تعویض کردم و شروع به گرم کردن خودم کردم و بلا فاصله چایی آماده کردم تا وقتی دوستان بعد از این فعالیت سخت و انرژی بر به کمپ رسیدن بتوانند نوشیدنی داغ بنوشن ساعت 1 بامداد بود که کلیه طناب ها جمع آوری و همه بارها به کمپ 1000 منتقل شد چیزی حدود 12 ساعت فعالیت مداوم در اون شرایط سخت پس از صرف شام به استراحت پرداختیم و قرار شد که روز بعد از کمپ 1000 تا 600 را جمع کنیم در این فاصله تیم های دیگه در عمق های بالاتر مشغول حمل بارها به بیرون غار بودن. شب سومی بود که در کمپ 1000 بودم و شب ششمی که داخل غار بودیم. یه جورایی تبدیل به جانوران غارزی شده بودیم. انگار از شب های قبل سردتر بود. نمی دونم واقعا سردتر شده بود یا به خاطر کاهش انرژی، ما احساس سرمای بیشتری می کردیم. در هر صورت ساعتی به خواب و ساعتی به بیداری شب را به صبح رساندیم.


مثل روز قبل قرار بود ساعت 6 صبح بیدار شویم و شروع به جمع کردن کمپ و طناب ها کنیم تا کمپ 600 اما باز به خاطر خستگی و فشار زیاد روز قبل حدود ساعت 9 بود که من به همراه آقای بلاغی شروع به جمع کردن و کوله زدن برخی لوازم شدیم تا ساعت حدود 12 ظهر که باید بدترین کار ممکن یعنی در آوردن لباس های خشک و پوشیدن لباس های خیس که طی چند روز کار هر روزمان بود رو انجام می دادیم بجز آقای بلاغی ما سه نفر همین شرایط رو داشتیم کلی باید با خودمان کلنجار می رفتیم تا بتوانیم در اون سرما و تاریکی و رطوبت آن لباس های لعنتی را بپوشیم. بالاخره این راهی بود که باید می رفتیم. بعد از پوشیدن این لباس های خیس باید هر چه زودتر شروع به فعالیت می کردیم تا با تحرک بیشی تر کمی دمای بدنمان را افزایش بدهیم بنابراین من بلافاصله بعد از جمع شدم کمپ و آماده شدن کوله ها دو تا کوله برداشتم و شروع کردم به صعود کردن و یومار زدن از زمان حرکتمان از کمپ هر کدام دو تا کوله برای حمل کردن داشتیم که در طول مسیر کوله های طناب های جمع شده هم به آن ها اضافه می شد که کار را سخت تر می کرد. در برخی تراورس ها و چاه های کوچک کوله ها را دست به دست می کردیم تا راحت تر صعود کنیم و در برخی صعودهای بلند از روش کانتر کردن استفاده می کردیم اما تعداد چاه ها و ریبلی ها به قدری زیاد بود که بعضی جاها این امکان وجود نداشت و بیشتر خسته می شدیم. من تصمیم گرفتم با دو کوله چند چاه رو صعود کنم و مجدد برگردم برای حمل کوله های بعدی تا قسمت هایی از مسیر چندین بار این کار را انجام دادم اما احساس می کردم خیلی نتیجه نداره و بی فایده است. بنابراین تصمیم گرفتم دو کوله را به مقصد یعنی کمپ 600 برسونم و بعد برگردم برای کوله های بعدی. طی این فاصله حسین ناطقی از من رد شد و رفت به سمت کمپ 600 و آقای بلاغی و آقای بوئینی مشغول جمع کردن طناب ها و صفحه رول ها و حمل کوله های بعدی بودن دو تا کوله را برداشتم و به سمت کمپ 600 حرکت کردم ساعت حدود 8 شب بود که به کمپ 600 رسیدم و متوجه شدم دیگه توانی برای برگشت به سمت پایین رو ندارم بنابراین وضعیت خودم رو به بیس کمپ اعلام کردم و گفتم در صورت تماس با آقای بلاغی به ایشان اعلام کنند.

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  2 

تنها نکته مثبتی که کمک کرد تا ما بتوانیم این چند شب را داخل غار دوام بیاریم خشک بودن کمپ های 1000 و 1300 بود و گرنه قطعا بیشتر از یک شب نمی توانستیم در غار بمانیم. دوستانی که در کمپ 600 شب مانی کرده بودن همه از خیسی هامک ها و سرما شکایت داشتن من اول تصمیم گرفتم که طبق قرار در همان کمپ 600 بمانم تا آقای بلاغی و آقای بوئینی برسن و روز بعد ادامه کار رو دنبال کنیم اما حسین که از ناحیه زانو آسیب دیده بود و او هم مثل من بیشتر از 6 روز بود که داخل غار مانده بود تصمیم گرفته بود که از غار خارج شود بنابراین من هم که حتی فکر خوابیدن در جای خیس آزارم می داد فرار را بر قرار ترجیح دادم و تصمیم گرفتیم با هم از غار خارج شویم. بعد از خوردن یک عدد حلوا شکری بدون معطلی راه صعود را در پیش گرفتیم در بین مسیر هر کجا تلفن بود شرایط خودمان را به بیس کمپ اعلام می کردیم تقریبا به عمق 380 متری رسیده بودیم که من با ضعف شدید و افت فشار قند مواجه شدم و سعی کردم با خوردن تنقلات و آب انرژی لازم برای صعود باقی مانده مسیر را پیدا کنم در تمام مدت این چند روز در هنگام صعود و فرودها مدام به خودم گوشزد می کردم که باید مراقب خودم باشم و خطا نکنم و آسیب نبینم چرا که در صورت آسیب دیدن امکان امداد رسانی بسیار سخت و تقریبا غیر ممکن بود چون تیمی که چنین توانایی را داشته باشه برای امداد نداشتیم در نتیجه باید مراقب می بودیم که در زمان ضعف و خستگی دچار خطا نشویم. ساعت حدود یک بامداد بود که با دیدن برف و یخ متوجه شدم به زیر چاه یک رسیدیم. دو نفر قبل از ما در انتظار خالی شدن طناب بودن برای صعود و من از ناحیه پا به شدت احساس سرما می کردم و از آنجایی که قبلا سابقه سرمازدگی پا داشتم در این شرایط زودتر سرما به بدنم نفوذ کرده بود در طول مسیر صعودمان بچه ها در بیرون از غار به ما انرژی میدادن و می گفتن بیاین ما منتظرتون هستیم که باعث می شدما روحیه بگیریم برای ادامه مسیر. چاه اول 116 متر معلق بود و زمان می برد تا یک نفر صعود کند بنابراین با استفاده از الکل جامد و پتو نجات دور هم جمع شدیم تا کمی خودمان را گرم کنیم. حسین ناطقی شرایط من رو به کمپ اعلام کرده بود و بچه ها هم آب گرم آماده کرده بودن تا به محض رسیدنم به دهانه بتوانم پاهایم را در آب گرم قرار دهم که از آسیب بیشتر جلوگیری کنم من اجازه گرفتم تا قبل از دو نفر جلویی صعود کنم و از غار خارج شوم تقریبا یک سوم آخر صعود بودم که صدای تشویق و حمایت های بچه ها از دم دهانه غار انرژیم را دو چندان کرد وقتی به دهانه غار رسیدم باورم نمی شد این تعداد نفرات تا اون موقع شب بیدار مانده باشن که به استقبال ما بیایند. دیدن این صحنه حس خیلی خوبی به من داد. با لطف و کمک دوستان بلافاصله لباس های خیس و چکمه ها را در آوردم و لباس خشک پوشیدم غذا و چای داغ که آماده بود و بعد از چند روز غذای خوبخوردن  برام بهترین لحظه ممکن بود.

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  8

هر چند زمان خروج ما از غار با نیمه های شب همراه بود اما باز همان دیدن آسمان زیبا و پر ستاره حس خیلی خوب و لذت بخشی داشت. بعد از گرم شدن پاهام و جریان پیدا کردن خون درد خیلی شدیدی را در انگشت های پا احساس می کردم به طوری که از درد نعره می زدم تا اینکه با خوردن چند قرص تا حدودی آرام شدم و با کمک دوستان رفتم به سمت چادرها تا بعد از چند شب یک خواب راحت و آرام داشته باشم. فکر می کردم تا فردا ظهر تخت بخوابم اما با طلوع آفتاب با درد معده از خواب بیدار شدم. حس عجیبی بود دیدن طلوع خورشید و آسمان صاف و آبی انگار قدرش را بیشتر می دانستم. از طرفی خیلی خوشحال بودیم که تصمیم گرفتیم از غار خارج شویم و در اون کمپ خیس نموندیم و از طرفی هم ناراحت که رفیق نیمه راه شده بودیم و آقای بلاغی و آقای بوئینی را دست تنها گذاشته بودیم اما چاره دیگه ای نبود چرا که اگر می ماندیم قطعا با ضعف جسمانی که پیدا کرده بودیم آسیب می دیدیم و این هم به ضرر خودمان بود و هم به ضرر کل تیم. در این بین متوجه شدیم که برخی از نفرات کمپ را ترک کرده و به شهرهایشان برگشته بودند و برخی هم در حال ترک کردن کمپ بودن! این موضوع حس خوبی رو به بقیه نفرات منتقل نمی کرد و بعضا باعث کاهش روحیه افراد حاضر در کمپ می شد. در واقع ما عصر روز پنج شنبه 97/6/22 وارد غار شده بودیم و ساعت 1:30 دقیقه بامداد 97/6/30 از غار خارج شدیم. یعنی بیش از 7 شبانه روز! که برای ما تجربه بزرگی بود که شاید تا سال ها دیگر  نه چنین امکانی و نه چنین توانی را داشته باشیم. خوشبختانه با توجه به اینکه دیگر کسی توان ورود به غار را نداشت آقای بلاغی و آقای بوئینی تصمیم به اتمام کار گرفتن و کوله طناب ها را در عمق 700 متر دپو کردن تا در سال های بعدی اقدام به خارج کردن آن ها بکنند. از طرفی دوست داشتیم بخوابیم و حسابی استراحت کنیم اما از طرفی هم به آفتاب و هوای خوب احتیاج داشتیم و دلمان نمی آمد که آن را نادیده بگیریم. شب شد و بقیه نفراتی هم که داخل غار بودن کم کم داشتن از غار خارج می شدن تمام کوله هایی که منتقل شده بود در زیر چاه یک دپو شده بود و قرار بود به صورت کانتر بالا بکشیم بدین ترتیب یک نفر در پایین چاه کوله ها را به طنابی که به این منظور ریخته بودیم متصل می کرد و چند نفر دم دهانه کار بالاکشی را انجام می دادیم. طی چند نوبت و با همکاری خوب بچه ها کوله ها را از غار خارج کردیم و لوازم داخل آن ها را تفکیک کردیم. تا ساعت 12 بامداد روز شنبه 31/6/97 این کار ادامه داشت. آخرین نفرات آقای بلاغی و آقای بوئینی بودن که داشتن به سمت دهانه غار می آمدن. دوست داشتیم منتظر بمانیم تا آن ها هم از غار خارج شوند اما مشخص نبود که چه ساعتی می رسند و ما هم به استراحت احتیاج داشتیم تا روز بعد بتوانیم کمپ را جمع کنیم و بارها را به پایین منتقل کنیم.( منظور از پایین چشمه دوزری و کنار ماشین ها است)

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  6

لازمه به این نکته هم اشاره کنم که تغذیه ما طی این چند روزی که داخل غار بودیم بیشتر سوپ، نودل ، پاستای آماده و مقداری هم کنسرو ماهی ، برنج و خورشت بود و تنقلات و میوه های خشک مثل کشمش ، خرما ، انجیر خشک و سایر تنقلات . برای آب آشامیدنی هم از آب جاری داخل غار استفاده میکردیم که به صورت جوشانده شده و یا با استفاده از نی تصفیه بود.

روز یکشنبه صبح ساعت 6 با صدای زنگ موبایل از خواب بیدار شدم و برای شروع کار، از آنجایی که دیدن دستمال های مرطوب رها شده در اطراف کمپ آزارم می داد به جمع کردن آن ها و زباله هایی که برخی دوستان لطف کرده بودن و رها کرده بودن پرداختیم و بعد به سمت دهانه غار که محل آشپزخانه و دپو کوله ها و لوازم بود رفتیم تا کارهای مربوط به جمع آوری و آماده کردن بارها را انجام دهیم بقیه دوستان هم هر کسی به سهم و توام خودش مشغول کاری بود. از آنجایی که طی همان دو روز اول نشان دادم که چهاروادار (قاطرچی) خوبی هستم مسؤلیت حمل بارها و بارکردن قاطرها را به عهده من گذاشتن. کار کشیدن از قاطرهایی که یک سال خورده و خوابیده بودن خیلی سخت بود مخصوصا اینکه پالان های خوب نداشتن و اصلا مناسب بارکشی نبودن، در هر صورت با امکانات موجود و ترفندهای مختلف ساعت 13 بخشی از بارها را بارکردیم و قرار بود که مستقیم ببریم تا چشمه دوزری اما به خاطر بازی درآوردن قاطرها و نامناسب بودن مسیر، بارها را در چشمه پایین گردنه خالی کردیم و مجبور شدیمبرای انتقال بقیه بارها به محل کمپ در کنار دهانه غار برگردیم.

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  17

با نزدیک شدن به غروب و تاریکی هوا تصمیم گرفتیم انتقال بقیه بارها را به روز بعد موکول کنیم. کل تیم رفته بود و فقط 5 نفر در محل کمپ و دو نفر در کنار بارها نزدیک چشمه مانده بودیم. محل کمپ کمی سرد و دلگیر شده بود و آسمان هم گریه اش گرفته بود.  شبی  همراه با بارش باران و رعد و برق رو سپری کردیم. صبح زود با طلوع آفتاب شروع به جمع کردن باقی لوازم کردیم و هر چیزی که قابلبت انتقال داشت را آماده انتقال کردیم و ساعت 9 صبح بود که به طور کامل کمپ را تخلیه و ترک کردیم. برخی بارها و کوله های خودمان را هم بر دوش کشیدیم. در طول مسیر چندین بار مجبور شدیم بار قاطر ها را جا به جا کنیم تا اینکه با هر سختی بود بالاخره موفق شدیم بارها را به چشمه دوم برسانیم و در اینجا با چک کردن مجدد بارها و کمی استراحت 3 نفر با قاطرها به سمت پایین حرکت کردیم و 3 نفر ماندن در کنار بقیه بارها برای مرتب کردن کوله هایی که قبلا خیلی خوب جمع نشده بودن بطوری که 20 کوله به 8 کوله تقلیل پیدا کرده بود که واقعا جای تعجب داشت.

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  23

ساعت14:30 دقیقه بود که با پشت سر گذاشتن یک مسیر بسیار بد و داشتن استرس ریختن بارها به چشمه دوزری رسیدیم. جایی که باید بارها دپو می شد تا با ماشین آن ها را منتقل کنیم. قرار بود من مجددا برگردم بالا تا بقیه بارها را به پایین منتقل کنیم، حسابی گرسنه بودم و منتظر بودم تا یه چیزی بخورم و حرکت کنم به سمت بالا درحال استراحت بودیم که یک دفعه آقای اسماعیلی را دیدم که داشت از مسیر پاکوب به سمت ما می آمد و ناخودآگاه به بچه ها گفتم: بچه ها غذا داره می یاد (از اونجایی که می دونستم آقای اسماعیلی هیچ وقت دست خالی نمی یاد) همینطور هم شد چه دلچسب و به موقع بود خورشت خلال کرمانشاهی، اونم سفارشی سفارشی!!! آمارمان را هم دقیق داشت و درست به تعداد نفرات آورده بود. بعد از صرف این ناهار دلچسب و انرژی گرفتن من سوار قاطر شدم و به سمت بالا حرکت کردم حسین و محمد صادق که خیلی زحمت کشیده بودن و باید برمی گشتن، راه مشهد را در پیش گرفتن. آقای بلاغی و اسماعیلی هم که کنار بارها ماندن. ساعت حدود 6 غروب بود که رسیدم به چشمه دوم و برای انجام کاری باز مجبور بودم برگردم سمت دهانه که این رفت و برگشت تاتاریکی شب طول کشید. وقتی به محل بارها رسیدم بچه ها بارها را آماده کرده بودن و دو تا از قاطرها را هم بار کرده بودن. دو تا قاطر دیگر را بار کردیم و به سمت پایین حرکت کردیم هم به خاطر بد بودن مسیر و هم به خاطر نامناسب بودن پالان قاطرها باز داستان ریختن بارها ادامه داشت تا اینکه بالاخره به هر شکلی که بود ساعت 1 بامداد روز سه شنبه 97/7/3 کلیه بارها را به چشمه دوزری رساندیم و یک نفس راحت کشیدیم. تو این فاصله آقای بلاغی لطف کردن و غذا آماده کردن و آقای اسماعیلی هم یک چای آتیشی برامون دم کرده بودن. حالا که تا حد زیادی خیالمان راحت شده بود کمی دور هم نشستیم و گپ زدیم و بالاخره بعد از 15 روز یک خواب راحت کردیم.

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  24  

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  16

صبح ساعت 8 مشغول صرف صبحانه بودیم که طبق هماهنگی های انجام شده یک کامیون از طرف سپاه برای حمل بارها و قاطرها رسید که فقط امکان حمل قاطرها را داشت چون قاطرها برای سپاه بود و باید تحویل داده می شدند و چون منطقه، منطقه نظامی بود و امکان ورود وسیله شخصی نبود من به همراه آقای بوئینی برای تحویل قاطرها به سمت پادگان حرکت کردیم و سه نفر برای بارکردن کوله ها کنار بارها ماندن. در اصل باید دو تا ماشین هماهنگ می کردیم ولی به خاطر عدم هماهنگی یک ماشین بیشتر نفرستاده بودند. ما در در ورودی پادگان تا ساعت 1 ظهر مشغول هماهنگی برای ماشین بعدی بودیم تا اینکه دوستان ساعت 3 بعد از ظهر به ما رسیدن و از آنجا بارها را از کامیون به وانت شخصی آقای بوئینی انتقال دادیم و دو نفر به همراه بارها با وانت به سمت قزوین حرکت کردن ما هم با آقای اسماعیلی که طی این چند روز ما رو حسابی شرمنده کرده بودن به سمت ترمینال حرکت کردیم. با تهیه بلیط و صرف ناهار ساعت 6 عصر از کرمانشاه به سمت کرج حرکت کردیم. ساعت 3 بامداد روز چهارشنبه 97/7/4 به کرج رسیدیم و این پایان ماجرا برای من نبود چرا که به خاطر سرمازدگی خفیف پاهام وارد ماجرای جدیدی شدم.

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  22

این برنامه برای من درس ها و تجربه های بزرگی به همراه داشت که فکر می کنم ارزش این همه هزینه و سختی را داشت در پایان سپاسگزاریم از تمام دوستانی که در طول مدت این برنامه با جان و دل در خدمت تیم بودن و از هیچ کار و کمکی دریغ نکردن و همچنین افرادی که طی سال های گذشته و در اکسپدیشن های گذشته زحمت های زیادی را برای اکتشاف این غار کشیدن و در نهایت تشکر ویژه از استاد علیرضا بلاغی سرپرست با دانش، توانمند و با اخلاق این اکسپدیشن که این فرصت را فراهم کردن تا ما کم تجربه ها بتوانیم در کنار ایشون و دیگر اساتید کسب تجربه کنیم.

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  1

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  15

اکسپدیشن غار جوجار - 13970614 -  11

۲۳ آبان ۱۳۹۷ ۱۶:۱۰
تعداد کلیک: ۴۷۳

اظهارنظر

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

امتیاز:
 
نام فرستنده:
پست الکترونیک:  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500