باشگاه کوهنوردی شقایق / نمایش جزییات خبر

قله دوخواهران - 14020401

سرپرست برنامه: حمید فضلی نژاد
عنوان برنامه : صعود قله دوخواهران
 
 
تاریخ اجرا : جمعه 1402/4/1,2                                نوع برنامه : کوهنوردی
مدت اجرا : دو روز                                                 ارتفاع  قله : 4310 متر
مجموع زمان پیمایش : 21 ساعت                             ارتفاع مبدا : 2430 متر                          
تعداد افراد شرکت کننده : 9 نفر                                 سرپرست برنامه: حمید فضلی نژاد
نویسنده گزارش : حمید فضلی نژاد                             مسئول فنی: محمد جلوخانی
سرقدم: مهدی مهرابی                                              پشتیبان گروه: مریم رضایی
 

مشخصات و موقعیت :

دو خواهران با مختصات 36.0475202009842- 51.904531715600946  دو قله نزدیک به هم با فاصله هوایی 500 متر است که در خط الراسی چشم نواز در دورترین دسترسی های البرز مرکزی در استان مازندران قرار دارد.

خط الراس دوخواهران شامل قله های ورارو، سه سنگ، ناقوس(مخروط سر)،دوخواهران،کهو، تخت خرس، چپکرو امتدادی شرقی غربی است که از جنوب به دشت لار، از شمال به دشت سه سنگ یا سیاه رود، از غرب به منطقه یالرود بلده و از  شرق به دشت لار و امتداد یال داغ دماوند منتهی است.

مسیرهای دسترسی به قله:

- روستای نمار بخش نمارستاق، گردنه لهرا، دشت سیاه رود، گردنه تخت برفی، قله مخروط سر، دوخواهران

- روستای یالرود بخش بلده، قله چپکرو، قله تخت خرس، دوخواهران

- جاده هراز(پلور) – جاده چال چال، خط الراس ورارو، سه سنگ، تخت برفی، مخروط سر، دوخواهران

- منطقه گرمابدر(فشم)- گردنه یونه‌زا – دشت لار – دره سفیدآباد – قله چپکرو – قله دوخواهران

- از طریق گوسفند سرای گــَوَنَک‌چال منطقه آرو(دشت لار) 

در این برنامه مسیر اول پیمایش شده است.

 

امکانات : 

از خروجی جاده هراز چند روستا در مسیر هست که به نظر می رسد بزرگترین آنها همان روستای مبدا صعود یعنی نمار است. فروشگاه، پایگاه امداد و نجات در روستا هست. امکان کرایه قاطر نیز وجود دارد. امامزاده ای به نام عبدالمناف در بین راه است که زائرسرا دارد، البته خارج از مسیر روستای نمار است.

منطقه از نظر آنتن تلفن همراه بسیار ضعیف است، بجز روستای نمار که ایرانسل آنتن دهی بهتری دارد تا روی قله دوخواهران آنتنی وجود نداشت. با توجه به تجربه قبلی صعود قله کهون احتمالا از گردنه لهرا به سمت ارتفاعات کهون و مشرف به دره نمارستاق آنتن محدودی وجود خواهد داشت.

 

وضعیت آب:

منطقه بسیار پرآب است، از خود روستا که بگذرید قبل از دشت دریوک یک چشمه، سرچشمه آسونه کر حدود 5 کیلومتری آغاز مسیر، ابتدای شیب گردنه لهرا یک چشمه و دشت سیاهرود نیز یک چشمه آب قابل شرب وجود دارد. ضمن آنکه طول زیادی از مسیر از پارکینگ تا ابتدای شیب گردنه لهرا و نیز در دشت سه سنگ تا تخت برفی در جوار رودخانه است. برفچالهای فصلی نیز در گردنه لهرا و تخت برفی وجود دارد که میتوان از آن استفاده کرد.

شرح برنامه:

    هنوز همانجا بودند. پرصلابت و باشکوه، آرام و باوقار دامن سبز گسترده در تخت طبیعت، وصالشان دلدادگی میخواست و ما سالها بود دل داده بودیم. 

   دل دادن به کوه سخت است، درد بجان خریدن دارد،  از خواب و از آب گذشتن دارد. رهروی می بایدت، عاشقی می شایدت، از خودت که گذشتی هیچ، از معشوق هم باید بگذری تا به آنجا رسی که دیگر بر زمین نیستی و اما بعدش.. آسمان هست و... آفتاب و ...رهایی.

در سه بار صعود به قله های منطقه نمارستاق(کهون و ناظر بزرگ) همیشه نگاهم به دوردست ترین بود، به دوخواهران زیبا و بکر. صعودش زمان میخواست، فقط رسیدن به پای کار با خودرو عمومی 6 ساعت زمان نیاز داشت، پیمایش 40 کیلومتری بماند. دلی به دریا زدم و در تقویم فصل گذاشتیم تا ناچار به اجرایش شویم. از چند نفری که فکر میکردم بیشتر برایشان عذاب است تا لذت پوزش خواسته و باندازه یک ون همراه شدیم. گروه خوبی شد، حضور دو پیشکسوت گروه محمدجلوخانی و مهدی مهرابی عزیز هم سبب دلگرمی شد به اجرای حتمی برنامه با 9 نفر.

روز نخست، پنج شنبه :

ساعت 2 بامداد پنج شنبه 1/4/1402 هفت نفر از همنوردان کنار پارک چمران کرج گرد آمدند، متاسفانه بازهم ون آقا جعفر با تاخیر رسید، اینبار یکساعت و ربع. پس ساعت حرکت از کرج می شود 3:20 بامداد. دو نفر نیز در تهران به ماجرا پیوستیم، آهسته میرفتیم و نه به قصد جبران تاخیر. 50 کیلومتر مانده به آمل در جاده هراز زیبا دوربرگردانی هست که ما را به مسیر به سمت تهران برمیگرداند. آخرین تابلوی فاصه قبل از آن آمل 55 کیلومتر است، رستوران بنفشه سمت چپ جاده بین دو مسیر رفت و برگشت است که هم سطح هم نیستند. در رهیاب ها به راحتی می توان خروجی را پیدا کرد. دور میزنیم و پس از یک کیلومتری خروجی پهن و مسطح منطقه پنجاب در سمت راست ماست. ساعت 7:15 است، آخرین خریدها را از مغازه های سر سه راه می کنیم، هر چند بعدا میبینیم در روستای نمار هم فروشگاهها باز هستند. نوعی کلوچه محلی توجهمان را جلب می کند که داخلش گردو دارد و بیرونش دندان شکن اما خوشمزه، هم به کار دعوا می آید و هم زیرکار محکمی است تا وقت صبحانه. 

جاده تا نمارستاق پر پیچ و خم بد نیست اما کوهستانی است، جایی باریک و جاهایی سیل برده. یک دو راهی اصلی در مسیر هست، سمت راست پلی است که از روی رودخانه میگذرد، مسیر روستای نمار است و سمت چپ امامزاده عبدالمناف. ساعت 8:45 به روستای نمار می رسیم. فروشگاهها باز هستند و امکان تهیه همه چیز هست، مسیر اسفالته را ادامه می دهیم تا تابلوی دریوک بر سر خیابان آبشار خودنمایی می کند، یک سراشیبی خاکی شدید به سمت چپ هست که ما را به قعر رودخانه می برد و پس از عبور از پل 3 کیلومتر خاکی کم دردسر ادامه دارد، از کنار کارخانه آب معدنی می گذریم و به پارکینگ دشت دریوک می رسیم که دکه پول ستانی اش الان بسته است. ساعت 9:30 است که کوله ها بر دوش می شود، چقدر سنگین و چقدر دیر. قله کهون زیبا مدتهاست که خوش آمد می گوید، میدانیم که امروز باید دست کم تا پای گردنه اش برویم وگرنه فردا کار زار است.

قله دوخواهران 14020401 9
قله دوخواهران 14020401 8

پیش بینی هوا امروز خوب است، آفتابی با باد کافی، از پارکینگ به سمت چپ سرازیر می شویم و از پلی که دیگر فلزی شده برای خودش می گذریم تا پاکوب پهن سمت چپ رودخانه ما را به دشت دریوک برساند. نیم ساعت بعد دریوک هستیم، محصور در بلندیهای اطراف ساکت است و از سرسبزی و رونقش کم شده بخاطر گذر فصل وگرنه هیاهوی تورها و دادمداران آنجا بر سرگذاشته بود. در میانه دشت قسمت خوشمزه ماجرا گذر از رودخانه است، دوستانی که تا کنون نیامدند مطابق روال راه میفتند جایی برای عبور بدون درآوردن کفش پیدا کنند، گشتیم نبود، نگرد نیست. هرجا عمق آب کمتر است بهتر است، کفشها به گردن آویزان به آب میزنیم، گفته بودم دمپایی بیاورند اما سنگهای کف رودخانه تیز نیست و پابرهنه هم می شود دل به دریا زد. آب حسابی سرد است و جیغمان در می آید. در امتداد ورود باید رفت تا به پاکوب خروج از دشت رسید، پاکوب پهن صعود روبرو و کمی سمت چپ مشخص است. راه خروج از دشت شیب است و یکساعت بعد به دیدنی دوم این هنگامه می رسیم. چشمه آب معدنی آهکی اشلک. در سمت چپ پاکوب سرچشمه جوشانش دیدنی است و کمی پایین تر حوضچه شفاف آب دلربایی می کند، افسوس که مجالی نیست و می گذریم. یکساعت بعد جایزه ای دیگر، سرچشمه آسونه کر یا چهل چشمه که امسال با اینکه محلی ها گفتند کم آب است همچنان خیره کننده است، رودی که از دل کوه می جهد چون اشک چشم پاک است و تمیزترین آب است در طول مسیر برای نوشیدن و برداشتن. از اینجا سمت راست رودخانه صعود میکنیم، آبی که از چشمه پایین گردنه لهرا می آید. دوباره دشت لهرا شروع می شود و چمنزار چشم نوازی که دره سمت راستش مسیر صعودی به قله ناظر بزرگ دارد، اما قله کهون و سمت چپش گردنه لهرا در راستای مسیر ما پیداست، گردنه ای که از پایین بخاطر گلهای زیبای گون بنفش رنگ است. ارتفاع حدود 2800 است و میدانیم برای رسیدن به گردنه حدود 900 متر صعود داریم که قسمت سنگین ماجراست. گله دارانی هم در دشت هستند، امسال گله ها، سگها و مزاحمتهایشان کمتر اند. آخرین چشمه آب پای شیب گردنه است، گوسفندسرایی هم ابتدای پاکوب هست که حالی به سرچشمه داده و آب را از کنار پشم و پشگل گوسفندها باید برداشت. ساعت 13:45 است، استراحتی میکنیم و به رقص می شویم به آهنگ وزین گامهای طلایی سرقدم. شیب زیاد است و کوله ها سنگین، یک نفرمان که تمرین کوله کشی نداشته کمی خسته می شود و با همراهش با سرعت کمتر می آید، تصمیم برای محل شبمانی را قرار است بالای گردنه بگیریم. سنگ بزرگی کمی پایین تر از گردنه هست که گروه می ایستد و با کمک به هم می رود تا ساعت 16:45 نسیم خوش گردنه به دور گردنش بپیچد. آنجا که تازه دوخواهران آغاز می شود، اولین تصویر از آنچه بدنبالش آمده ایم، کوهستان دوخواهران از کمر تا به سر در برابرمان قدبرافراشته، از ورارو تا چپکرو و پشت سر شکوه دماوند بزرگ از سمت یال داغ و غربی ما را سحر میکند. 3 نفر کمی زودتر رفته ایم برای انتخاب جا و تصمیم به ماندن میگیریم. به چند دلیل: 1-یک فرود دست کم 300 متری تا دشت سیاهرود یا سه سنگ پیش پایمان است و اگر با کوله سنگین پایین برویم فردا هم باید با کوله سنگین برگردیم، حال آنکه فرودش بیشتر از 40 دقیقه زمانبر نیست-2-  در دشت گله های گوسفند هستند و این به معنای سر و صدا و حشره است که با خواب راحت سر جنگ دارد-3- یکی از همنوردان توان صعود فردا به دوخواهران را ندارد، از گردنه لهرا می تواند سه ساعته قله کهون را صعود کرد و به گردنه برگردد اما تا دوخواهران رفت و برگشت حداقل 7 ساعت کار می برد-4- برفچالی در کنار گردنه هست که آب روان و تمیز دارد، آنچه که بخاطرش قرار بود پایین برویم اکنون در کنار ماست، پس تصمیم به ماندن و چادر زدن میگیریم. تخت ترین جا را آماده می کنیم برای 4 تخته چادر، از آب برفچال قبل از اینکه سرمای عصرگاهی فلکه اش را ببندد و یخ بزند برمیداریم، دور چادرها را با سیر معطر می کنیم برای دور کردن حیوانات، شام و ناهاری همزمان نوش جان می کنیم و میرویم برای یک خواب شیرین تا ساعت 2:30 بامداد که بیدار باش اعلام می کنیم. عزیز از حال رفته هم قرار می شود با هم چادری اش بمانند و برای صعود فردای کهون آماده شوند.

قله دوخواهران 14020401 7

روز دوم، جمعه:

ساعت 2.5 بامداد برپاست، 7 نفریم به عزم صعود. صبحانه ای مختصر صرف میشود و کوله سبکتر از دیروز به پشت و آماده رزم. ساعت 3.5 به راه میزنیم، چقدر خوب که اولش سراشیبی است به سمت دشت سه سنگ یا سیاهرود.45 دقیقه ای آرام میرویم به سمت غرب تا به رودخانه دشت می رسیم. عرض رودی که از زیر قله های ورارو و سه سنگ می آید کم است و ابتدای صبح خروش بسیاری نیز ندارد. با کمی اینطرف و آنطرف کردن با کفشی نیمه خیس از آب می پریم. باید با کمی انحراف به چپ به آنطرف دشت رفته و از سمت جنوب غربی می تازیم به سوی دره ای که به تخت برفی می رسد. سگهای گله ای که در مسیر ماست به هیایو می شوند و آرایش جنگی میگیرند. درگیری چرا وقتی می شود گفتگو کرد، کمی ارتفاع میگریم به سمت راست دره که در مسیر چادرهاشان نباشیم و با قربان صدقه از کنارشان رد می شویم.

قله دوخواهران 14020401 4
قله دوخواهران 14020401 2

پاکوبی اگر هست مربوط به گله هاست. چه لکه برفهای زیبایی در سبزی و خاک اطراف دشت را آراسته اند. همان تراورس کمر سمت راست دره را ادامه می دهیم و کم کم ارتفاع می گیریم. حالا با نگاهی به پشت سر دماوند بدرقه مان می کند و خستگی مان را بیرون می برد. چند کیلومتری از زیر منطقه صخره ای بلند رد می شویم، می بایست آنها را دور بزنیم. گروهی سه نفره را میبینیم که از 100 متری پایین تر از برفاب گردنه چادرگاه خود را جمع کرده و راه میفتند و قبل از ما گردنه را پشت سر می گذارند. گردنه تخت برفی از کف دره نیز قابل صعود است اما با چه شیبی. نقاب بزرگی زیر گردنه هست که سمت راست یا غرب آنرا را نشانه گرفته ایم و به یاری سرقدم ساعت 7 صبح است که آنجا نشسته ایم و به فضای بکر و مسحورکننده ای که تازه برویمان باز شده است می نگریم. حالا قسمت جنوبی پشت خطالراس دو خواهران و دشت لار پیداست و مگر تمام می شود این زیبایی و مگر می توانی بگویی کجایش زیبا تر است. حدود 2 کیلومتر مانده تا هدف. از پشت، قله مخروط سر یا ناقوس که به هر دو شبیه است را تراورس می کنیم و به تیم 3 نفره خوش اخلاق آملی می رسیم، دو آقا و یک خانم که به قصد پیمایش خطالراس از ورارو تا چپکرو آمده اندف خوش و بشی میکنیم و میگذریم. بعد از آن به گرده های سنگی میرسیم، فنی نیست و نیاز به کارگاه و طناب ندارد، بعضی جاها را از بالا و برخی را از سمت راست تراورس می کنیم. فقط برای رد شدن از لکه برفهای کوچک بدلیل یخ زدگی زیر باید کمی احتیاط کرد. تا خود قله همین دست به سنگهای شیرین و کوتاه را داریم. قله شرقی را بدون اینکه بدانیم عبور کرده ایم و در یک شیب کوتاه آخر می رسیم به قله دوخواهران غربی در ساعت 8:40 صبح.

قله دوخواهران 14020401 4
قله دوخواهران 14020401 3

چه لذتی دارد در آغوش کشیدن یارانی که همراهیت کرده اند تا با هم به اوج برسید، چه صفایی دارد تماشای چکادهای دور و برت که هر کدام اوج امروز گروهی اند، سفر همه به سلامت. چه جای خوبی است کوه نوردی، بر سکوی قهرمانیش جا برای همه هست، اصلا قهرمانیش به همین است و تنها رفتنش محل نکوهش. 

قله دوخواهران 14020401 6
قله دوخواهران 14020401 5
قله دوخواهران 14020401 1

حال سخن برگشت مانده بود، بیست کیلومتر ناقابل و شیب برگشت. نیم ساعتی ماندیم و عزم برگشت کردیم. ساعت 10 گردنه تخت برفی و 12 ظهر دشت سیاهرود بودیم. هوا عالی بود و اما ابرهایی در حال تراکم طبق پیش بینی. گروه سرحال بود و با سرقدمی عالی خیلی صعود شیب زیر گردنه لهرا به چشم نیامد. ساعت 13 به چادرگاه و دوستانمان رسیدیم. قله کهون را صعود کرده و برگشته بودند. ناهاری نوش جان شد و راه برگشت به سمت روستا پیش گرفتیم، جای تعلل نبود و ساعت 14 راه افتادیم. دریای ابری منطقه پایین دست را گرفته بود و 200 متری که از گردنه فرود آمدیم شیرجه وار به داخلش پریدیم. نسیم خنک و پاشش نمناک مه ذره ذره از خستگی می کاست و 20 کیلومتر را کوتاه و کوتاهتر می نمود. ساعت کمتر از 15 به اولین چشمه و ابتدای مسیر گردنه لهرا رسیدیم. آنقدر در مه زیبا بود که گویی برای اولین بار از آن می گذشتی و دوست نداشتی تمام شود. ساعت 16 چشمه آسونه کر، نیم ساعت بعد آب معدنی اشلک، ساعت 17 دشت دریوک و 17:30 آمده سوار شدن به خودرو پیش از آنکه باران خیس خیسمان کند. ترافیک جاده هراز هم چندان اذیتی نداشت و ساعت 22 به کرج رسیدیم. 

سپاسگزارم از همه دوستان شرکت کننده بخاطر همکاری تمام و کمالشان، از محمدجلوخانی و مهدی مهرابی گرانقدر که سبب اجرای عالی برنامه بودند و از استاد محمد فراهانی برای راهنماییهای قبل از برنامه و البته از علی آمی عزیز عقبدار صبورمان.

 

پیشنهادهایی به دوستانی که قصد اجرای برنامه دارند:

بروی زمانبندی اجرای گروهی این برنامه خیلی فکر کردم و پس از مشاوره ها و مطالعه گزارشهای موجود به نتیجه اجرا شرح گزارش رسیدیم. زمان اجرای خیلی زودتر حجم برف ویخ بیشتر در مسیر دست به سنگ و نیاز به کوله کشی سنگین تر برای آمادگی با سرمای شبانه را در پی خواهد داشت و اجرای دیرتر برنامه برخورد با گرما و کاهش زیباییهای مسیر. 

در روز نخست حمل کوله تا بالای گردنه مرحله اصلی است. در روز دوم دست به سنگها فنی نیست و نیاز به کارگاه و طناب ندارد و با کمی احتیاط برای سرنخوردن از روی برفچاله های کوچک قابل عبور است.

محل شبمانی بالای گردنه مناسب بود، به نظر می رسد داخل دشت سیاهرود آلودگی گوسفندسرا و سروصدا مزاحم است. پایین گردنه تخت برفی محل دشت کوچکی هست که آب در آن روان است، در صورتیکه هدف خطالراس چپکرو باشد میتوان محل شب مانی اول را آنجا انتخاب کرد.

زیباییهای مختلف مسیر، تازگی و بکر بودن و نیز خلوت بودن آن بگونه ایست که کسی از اجرای این برنامه پشیمان نخواهد ماند، به شرط آنکه آمادگی تیمی خوبی داشته باشید.

شرکت کنندگان:

شیرین حقیقی، مهدی مهرابی، محمد جلوخانی، علی آمی، ابوذر آقابزرگ افجه، رضا روشن زاده، ایرج محمدحسینی، محسن محمدی، و حمید فضلی نژاد

 
تعداد بازدید : ۵۹۵
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید

خبرنامه

ایمیل خود را برای ارسال خبر نامه وارد کنید